السيد الخميني

59

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )

حقايق غيبيهء مجرده ؛ چنانچه رؤيت ، مشاهده به عين نفس است از امور ظاهريّه . و تا عقل در عقال مفاهيم و كليّات است ، از شهود و حضور خبرى ندارد ؛ گر چه علوم بذر مشاهدات است ولى وقوف در آنها عين حجاب است ، و تا آن بذور در زمين قلب ، فاسد و ناچيز نشود ، مبدأ حصول مشاهدات نگردد ، و تا آنها در انبار قلب مورد نظر استقلالى است ، از آنها نتيجه حاصل نگردد . بالجمله ، چون احاطهء به عوالم غيبيّه ملكوتيّه ، چه ملكوت أعلى - كه عوالم عقول كليّه نيز از جمله آنها است - و چه ملكوت سُفلى - كه ابليس و جنود او از جمله آنها است و عقول جزئيه نيز از آن عالم است - جز براى كمّل اولياء ، كه علوم آنها از سرچشمهء وحى الهى و سر منزل افاضهء سبحانى است ، حاصل نشود . سماعة بن مهران گفت : « ما معرفت به عقل و جهل و جنود آن نداريم ، بجز آنچه تو به ما معرِّفى فرمايى » . قَوْلُهُ : « ثُمَّ جَعَلَ لِلْعَقْلِ خَمْسَةً وَ سَبْعِيْنَ جُنْداً » . بدان كه جعلِ جنود عقليّه و جهليّه ، به نفس جعل عقل و جهل است . اگر مقصود عقل و جهل كلّى باشد ؛ گر چه ظاهر آن است كه اين جنود ، راجع به عقل و جهل جزئى باشد ، مگر به نحوى از تأويل و ارجاع ظاهر به باطن و صورت به معنى و البته بنا بر اين ، اين نحوه كثرت در آن عالم نيست ، مگر كثرات مفهوميه ؛ نظير كثرت اسماء و صفات در مقام واحديت . و نيز جعل آنها ، به نفس جعل عقل و جهل است ، اگر مقصود از جعل ، تخمير فطرت باشد ؛ زيرا كه فطرت اللَّه ، چنانچه بر توحيد « 1 » و معرفت است « 2 » ، بر جميع حسنات و كمالات

--> ( 1 ) - اصول كافى ، ج 2 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب 6 ، ص 10 ، حديث 4 - 1 ؛ توحيد صدوق ، باب 53 ، ص 331 - 328 ؛ چهل حديث امام ( ره ) ، ص 180 . ( 2 ) - همان مصدر .